تبليغاتX
وب سایت هواداران علي لهراسبي

وب سایت هواداران علي لهراسبي

سلام دوستان

خوبید؟

تابستون خوش می گذره؟

میخوام یه مصاحبه ی جدید از آقای لهراسبی براتون بذارم.

البته پنج تا سوالش تکراریه ولی دوباره خوندنش خالی از لطف نیست.

مجله ی خانه ی سبز ،مرداد۸۸

علی لهراسبی:خوانندگی برای من یه حس غریبه

علی لهراسبی جز اون دسته از آدم هایی است که گفتگو کردن با اوبرای یک خبر نگار

خیلی راحته چون اصلا احتیاجی به ویرایش نداره.با این که از انتشار آخرین آلبوم لهراسبی

بیش از چهار سال می گذره اما به واسطه ی تیتراژ های موفق تلویزیونی اش همچنان در راس

خبر های موسیقی ایران قرار داره .

از ترانه هات یه تصویر بده یه قاب؟

به نظرم تصویر یه غروب دل انگیز پاییزه...

خودت صدات رو دوست داری؟

بعضی از قسمت هاش رو دوست دارم.

خودت غمی که تو صدات هست رو دوست داری؟

آره،ولی نه اونقدر که دیگران دوست دارن.

آدم خوبی هستی؟

به نظر من هیچ کس جز خدا نمیتونه در این مورد نظر بدهچون منحنی خوبی نسبیه

شاید به نظر خودم خوب باشم اما ممکنه رفتارم دیگری رو آزار بده

به همین خاطر نمی تونم در این مورد جواب درستی بدم

چون هر کسی پارامتر های خودش رو برای خوبی داره.

اونایی که با تو ارتباط داشتن می گن علی لهراسبی نسبت به قبل

تغییرات زیادی کرده و دیگه اون علی سابق نیست،آیا این طوره؟

واقعا،من همون علی گذشته با همون خصوصیات اخلاقی قبلمم

به نظرم یه آدم هر چقدر هم مشهور و بزرگ شده باشه اما

 برای اطرافیان خودش همون آدم سابقه،خوب من به دلیل مشغله های فکری ای

که همیشه در کارام وجود داره،شاید به لحاظ وقت نسبت به دیگران

بیشتر در مضیقه باشم مثلا بار ها پیش اومده که دوستان نزدیک و اعضای خانواده ام

به من زنگ زدن و من تو اون لحظه درگیر کارای شرکت یا موسیقی بودم

و نتونستم جوابشون رو بدم،اون وقت گوشی رو برمی دارمو به

کسی که پشت خطه می گم پنج دقیقه ی دیگه با شما تماس می گیرم

اما اونقدر درگیر کار میشم که فراموش می کنم.

از کجا فهمیدی که صدایی برای خوندن داری؟

از بچگی خوندن رو دوست داشتم،بچه که بودم تقلید صدای اکثر خواننده ها رو

انجام می دادم یه حس غریبی منو به خوندن ترغیب می کرد.

پدر و مادرت مخالفتی با خوندنت نداشتن؟

مادم که نه ولی پدرم ترجیح می داد من درس بخونم و به شدت روی درس خوندن منو برادرم

سخت گیر بود.

اون روز ها فکر میکردی خواننده مطرحی بشی؟

معمولا سعی می کنم هر کاری رو که شروع می کنم به نهایتش برسم به همین دلیل

تقریبا اطمینان داشتم راهی که شروع کردم تا انتها طی خواهم کرد.

در جماعت موسیقی نفر چندمی؟

نمی دونم،فکر میکنم نفر آخر من باشم

اول صف چه کسانی هستن؟

پیشکسوت ها

سخت ترین تحول زندگیت چی می تونه باشه؟

اینکه از فردا دیگه نتونم بخونم.

کدوم ترانه ات رو به مردم هدیه می دی؟

رقص بارون رو.

خصلت ممتازت چیه؟

دلسوزی ام.

تو کار های روزمره ات،آهنگ های خودت رو هم زمزمه می کنی؟

گاهی اوقات.

کدومش رو بیشتر می خونی؟

پیله های پرواز،رقص بارون.

تو خونه بیشتر کجا رو برای خوندن انتخاب می کنی؟

اصلا تو خونه نیستم که بخوام این کارو بکنم.

وقتی دلت می گیره چی کار می کنی؟

یا می خونم یا اینکه پیانو می زنم.

چه سازی رو خیلی دوست داری؟

پیانو.

دل خراش ترین صحنه ی زندگیت چی بود؟

زلزله بم،بعد از شنیدن این خبر حالم خیلی بد شد.

تا حالا شده دلت برای روز های قبل از شهرتت تنگ بشه؟

بله، یه وقتایی دلم می خواد آرامش داشته باشم.

این روز ها کدوم ترانه ات رو زیر لب زمزمه می کنی؟

من این پایین نشستم سرد و بی روح،تو داری میرسی به قله ی کوه ...

تموم شد.

امید وارم خوشتون بیاد.

اینم یه عکس جدید

خدانگهدار

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت19:26توسط مریم |